گر گوهر طاعتت نسفتم هرگز
ور گرد گنه ز رخ نرفتم هرگز
نوميد نهام ز بارگاه كرمت
زيرا كه يكي را دو نگفتم هرگز
گر من گنه روي زمين كردستم
عفو تو اميد است كه گيرد دستم
گفتي كه به روز عجز گيري دستم
عاجزتر از اين مخواه كه اكنون هستم
| قال الامام زين العابدين(عليه السلام) اِنَّهُ لَيُعْجِبُني الرَجُل اَن يُدْرِكَهُ حِلْمُهُ عِنْدَغَضَبِه خوشم مي آيد از آن مردي كه در هنگام هجوم غضب براو حلمش نمي گذارد كه غضب كند. |
شعر
گر گوهر طاعتت نسفتم هرگز ور گرد گنه ز رخ نرفتم هرگز نوميد نهام ز بارگاه كرمت زيرا كه يكي را دو نگفتم هرگز گر من گنه روي زمين كردستم عفو تو اميد است كه گيرد دستم گفتي كه به روز عجز گيري دستم عاجزتر از اين مخواه كه اكنون هستم
|
|
c هزارتا مهندس که بنایی می سازند ، یک عمله می تواند با یک بلدوزر آن را خرابکند . الان {در کارهای فرهنگی}اگر يك مهندس داريم ولی هزاران عمله ... نكته هاي ناببیشتر... |