محتواي كلي سوره ي غافر
محتواي اين سوره را مي توان در شش بخش خلاصه كرد : 1- توجه به اسماي حسناي الهي ،مخصوصا ترس واميد را دردل برمي انگيزد. 2- تهديد كافران جبار يا عذاب هاي دنيا وآخرت .3-قسمتي از داستان موسي (ع) وفرعون .4-ترسيمي از قيامت
5- توحيد ونفي شرك.6-دعوت پيامبر (ص) به صبروشكيبايي .
4.ازقدرت نمايي كافران نهراسيد
هدف اين آيه اين است كه به پيامبر(ص) ومؤمنان آغاز اسلام كه بيشترشان از قشرمحروم بودند، يادآوري كند كه مبادا امكانات مالي وقدرت سياسي واجتماعي كافران جبار را دليلي بر حقانيت يا قدرت واقعي آنها بدانند.دنيا اين گونه اشخاص را زياد به خاطر دارد وتاريخ نشان مي دهد كه تا چه اندازه در برابر مجازات هاي الهي ضعيف وناتوان بوده اند؛ همانند برگهاي پژمرده پاييزي دربرابرتندبادخزان.درآيات زيادي از قرآن بااين سخن روبه رو مي شويم كه مؤمنان محروم هرگزتصورنكنند امكانات وسيعي كه گاه دراختيار افراد با جمعيت هاي ظالم وستمگر وبي ايمان قراردارد، دليل برسعادت وخوشبختي آنها يا نشانه ي پيروزيشان درپايان كاراست .قرآن براي ابطال اين پندار كه معمولا براي افراد كوته فكر پيدا مي شود وامكانات مادي را احياناً دليل بر حقانيت معنوي آنها مي گيرند، تاريخ اقوام پيشين را در برابر افكار مؤمنان ورق مي زند وانگشت روي نمونه هاي واضحي هم چون فرعون در مصر ونمرود دربابل وقوم نوح وعادوثمود درعراق وحجاز وشامات مي گذارد تا مبادا مؤمناني كه تهي دست ومحروم اند، احساس كمبود وضعف كنند واز قدرت نمايي ظالمان بي ايمان ، مرعوب يا سست شوند.البته قانون خدا اين نيست كه هركس كار خلافي كرد، فوراً به سزايش برسد؛ بلكه بسيارمي شود كه براي امتحان يا حتي براي فرورفتن بيشتر كافران وگناهكاران در لجن زار كفروگناه ، به آنها نعمت مي بخشد تا تمام را ه هاي بازگشت به رويشان بسته شود .
7.حاملان عرش پيوسته اهل ايمان را دعا مي كنند : اين آيه از يك سو به مؤمنان مي گويد تنها شما نيستند كه خداوند را عبادت مي كنيدوقبل از شما ، مقرب ترين فرشتگان خداوند وحاملان وطواف كنندگان عرش خدا حمد وتسبيحش گفته ومي گويند واز سوي ديگر به كفار هشدار مي دهد كه ايمان آوردن يا نياوردن شما مهم نيست وخدا نيازي به ايمان كسي ندارد؛ آن قدر فرشتگان اورا حمد وتسبيح مي گويند كه در تصور نمي گنجد؛ درحالي كه به حمد وتسبيح آنها نيز احتياجي ندارد.ازسوي سوم به مؤمنان آگاهي مي دهد كه شما در اين جهان تنها نيستند ؛ هرچند در محيط زندگي خود در اقليت باشيد. نيرومند ترين قدرت هاي غيبي عالم وحاملان عرش پروردگار، پشتيبان ودعاگوي شما هستند وپيوسته از خداوند بزرگ مي خواهند كه شما را مشمول عفو ورحمت گسترده اش قراردهد، از خطاهايتان درگذرد واز عذاب دوزخ نگاهتان دارد. در اين آيه ، حاملان عرش الهي،
ره ورسم دعا را به مؤمنان مي آموزند؛ تمسك به نام پروردگار، اورا به صفات جمال وجلالش ستودن واز مقام رحمت وعلم بي پايانش مددخواستن ،وارد دعا شدن وحاجات را به ترتيب اهميت خواستن وبا شرايطي كه زمينه استجابت را فراهم مي كند،مقرون كردن وسپس دعا را با ذكر اوصاف وجلال او توسل دوباره به رحمتش پايان دادن .
10. خشم خداوند به شما از خشم خودتان به خودتان بيشتر است: آنچه در تفسير اين جمله مناسبتر به نظر ميرسد، اين است كه كافران بزرگترين دشمني را در حق خود در دنيا انجام دادهاند؛ زيرا دست رد به سينه مناديان توحيد زده و نه تنها از چراغهاي هدايت الهي روي برتافته، بلكه آنها را در هم شكستهاند. آيا دشمني با خويشتن از اين شديدتر ميشود كه انسان به خاطر پيروي هواي نفس و بهرهگيري از متابع چند روزه دنيا، راه سعادت جاويدان را به روي خويش ببندد و درهاي عذاب ابدي را بگشايد؟[1]
11. دو بار ميراندن و دو بار زنده كردن: منظور از دو بار ميراندن، مرگ در پايان عمر و مرگ در پايان برزخ است و منظور از دو بار زنده كردن ، احياي برزخي و احياي قيامت است است. توضيح اينكه هنگامي كه انسان ميميرد، نوع ديگري از حيات به نام حيات برزخي پيدا ميكند؛ همان حياتي كه شهدا به مقتضاي «بل احياء عند ربهم يرزقون» (بلكه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند) (آل عمران – 169) دارند؛ همان حياتي كه پيامبر(ص) و امامان(ع) دارند، سلام ما را ميشنوند و پاسخ ميگويند؛ نيز همان حياتي كه سركشان و طاغياني همچون آل فرعون دارند و صبح و شام به مقتضاي «النار يعرضون عليها غدوا و عشيا» (عذاب آنها، آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه ميشوند) (غافر- 46) مجازات ميشوند. از سوي ديگر ميدانيم كه در پايان اين جهان و در نخستين نفحه صور، نه تنها انسانها، كه همه فرشتگان و ارواح مردگان كه در قالبهاي مثالي هستند، به مقتضاي «فصعق من في السماوات و من في الارض» (پس همه كساني كه در آسمان و زميناند ميميرند) (زمر- 68) ميميرند و كسي جز ذات پاك خداوند باقي نميماند. به اين ترتيب، ما يك حيات جسماني داريم و يك حيات برزخي. در پايان عمر، از حيات جسماني ميميريم و در پايان اين جهان، از حيات برزخي. همچنين داراي دو حيات به دنبال دو مرگ هستيم: حيات بزرخي و حيات روز قيامت.[2]


